محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5465
تاريخ الطبرى ( فارسي )
كنيد » گويد ، عبد الرحمان بر يكايك پرچمها مىگذشت و مىگفت : « صبورى كنيد ، صبورى ما فقط يك ساعت است . اينك آغاز صبورى و ظفر است . » گويد : وى به دست خويش نبردى سخت كرد و حمله هاى مردانه برد و در هر حمله از ياران طاهر كسان مىگشت ، اما كسى از جاى نمىرفت . گويد : عاقبت يكى از ياران طاهر به پرچمدار عبد الرحمان حمله برد و او را بكشت ياران طاهر به سختى با آنها در آويختند كه پشت بكردند ، شمشير در آنها نهادند و همچنان مىكشتندشان تا به در شهر همدان رسيدند . طاهر به محاصرهء آنها بر در شهر بماند ، از بالاى حصار بر ياران وى سنگ مىانداختند . كار محاصره شخت شد و شهر از آنها به زحمت افتادند و از نبرد به تنگ آمدند . طاهر از هر سوى راه آذوقه را بر آنها بست . گويد : و چون عبد الرحمان چنين ديد و ديد كه يارانش به هلاكت و محنت افتاده - اند و بيم داشت كه مردم همدان بر او بشورند ، كس پيش طاهر فرستاد و از او براى خويش ( 415 و همراهان خويش امان خواست . طاهر او را امان داد و با وى وفا كرد . عبد الرحمان با كسانى از ياران خويش و ياران يحيى بن على كه با وى امان خواسته بودند ، كناره گرفت . سخن از ذو اليمينين نام گرفتن طاهر بن حسين خبر از سببى كه به موجب آن طاهر ، ذو اليمينين نام گرفت گذشت . و اينك از كسى كه او را بدين نام ناميد سخن مىرود : گويند كه طاهر وقتى سپاه على بن عيسى را هزيمت كرد و على بن عيسى را كشت به فضل بن سهل نوشت : « خدا بقاى ترا دراز بدارد و دشمنانت را منكوب